جیگوووری
دل نوشته های اولين جيگووری ٍ جهان
بنشسته بر مجسمه آن بالاست من در حصار روحم اسیر چنگ سیاه او آیا امید بال کشیدن هست ؟ گوید کلاغ باز که : آخه ادی چرا تو هم مث بقیه کلاغ سیاه مهربون منو مرغ شوم و نشان نا امیدی می دونستی ؟
پی نوشت(۱) : از این قانون گزاری های بی اساس خیلی بدم می آد . اینم از سمبولیسم ! پی نوشت(۲) : ادی = ادگار آلن پو حالم داره از آدمایی که کارشون فقط و فقط کلاس گذاشتنه به هم می خوره . آخه که چی ؟ پـز مارک لباس آخه چی رو نشون می ده ؟ یا اینکه چه شکلاتی می خورن ؟ که چی ؟ انسانیت به اینه ؟ سرم داره سوت می کشه . خیلی از آدمای اطرافم اینجورین . من از دست اینا چیکار کنم ای خدااااا ؟ هوا خیلی سرده . دستام یخ زده بود امشب از سرما . اشکامم یخ زده بودن رو گونه هام . عاشق محرمم . همه مشکی تنشونه . همه انگار یه جور دیگه هستن . خوبیا پر رنگ تر می شه یه جورایی . خیلی این ماه رو دوس دارم . حضرت ابوالفضل . امام حسین . آدمای خوبی بودن . کاش ازشون یاد بگیریم . کاش به جای اینکه دنبال تعداد زخمای حضرت عباس باشیم ازش مهربونی رو یاد بگیریم . ازش یاد بگیریم که از هیچ کس نترسیم . کاش ... پی نوشت : دوست وبلاگی دارم یا داشتم با وبلاگی به اسم کافه کافکا که زیاد به بلاگش سر می زنم اما از شانس خوب من بعد از باز کردن پنجره ی نظراتش به دلیل اینکه اون اعداد کادر پایین نظرات وبلاگش برای من باز نمی شد نمی تونستم نظر بدم . امروز وقتی دوباره به وبلاگش رفتم دیدم که اسم من توی لیست پیوند های وبلاگش نیست ! یه لحظه دلم گرفت . دوستی ها همین طور شدند . تا زمانی که هستی اونا هم هستن اما بعد که حتی به دلیل های اینچنینی نمی تونی بودنت رو ابراز کنی از لیست ذهنشون هم پاکت می کنن . اینه رسم زندگی آدما . برام مهم نیست که توی لیستش باشم یا نه اما ناراحتیم از اینه که چرا دنیا اینجوریه ؟ دلم برای خودم تنگ شده در اوج تنهایی و دلتنگی ام به آینه می نگرم این منم ؟ چه زود گذشت ! چه زود چین و چروک ثانیه ها روی صورتم نشست ... چه زود رنگ و آبم بی آب و رنگ شد . شبیه تلویزیون های سیاه و سفید شدم که به زور مشت و لگد شاید روشن شوند . دلم چه بی رنگ شده ... بیشتر به مرده ی متحرک می مانم از مرده ها هم مرده ترم انگار . خیلی وقت است کسی را دوست ندارم . حتی مادر و پدرم را . چیزی جز نیمه ی خالی لیوان ها را نمی بینم دیگر . آه ... چه زود دیر می شود . (امیدوارم هیچ وقت همچین احساسی رو نداشته باشیم و از همین الان هوای خودمونو داشته باشیم)شوم نگاه او((دیگر نه!))
خسته شدم !
| Design By : Peyvand |
