جیگوووری
دل نوشته های اولين جيگووری ٍ جهان
دارم درس می خونم !!! پــــــیـــونـــــد و درس ؟ از محالاته !!! واسه خودمم باعث تعجبه اما دارم می خونم ... من عادت کردم که از اول دبستان تا دانشگاه فقط سر کلاس گوش می دادم و دیگه بعدش درس نمی خوندم . فوقش ۲ ساعت اونم واسه امتحانای سخت ! توی دانشگاهم که دیگه سر کلاس یا نبودم یا گوش نمی کردم . بازیگوشی می کردم این شاید مقدمه ای بود واسه اینکه بگم فقط کافیه که بخوایم . از ته دل . با جون و دل . اون موقعست که می تونیم و حتما می تونیم . کارای خیلی سخت اون موقع آسون می شه . ما قادر هستیم . این صفت خدا تو وجود ماست آی خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم چون با توام پیش کسی سرم رو خم نمی کنم (محسن یگانه) خیلی خوشحالم از اینکه بالاخره بعد از مدت ها آلبوم نفس های بی هدف با صدای محسن یگانه مجوز پخش رو از وزارت ارشاد گرفت (البته تقریبا یک ماه از انتشار آلبوم می گذره ) . پیشنهاد می کنم که حتما این آلبوم از خواننده ی خوش صدای کشورمونو بخرید . از نظر من خیلی خوب کار کرده .خصوصا ترانه های : نفس های بی هدف - نخواستم - گناهی ندارم و هیچکی نمی تونه بفهمه ! البته دو تا نکته ای که یکم منو اذیت می کنه در مورد کارای محسن عزیز اینه که ۱- چرا همه ی کاراش نا امید و تاریکه ؟ و ۲- چرا انقدر یکنواخت پـیش می ره ؟ البته بگم که خیلی از کاراش قشنگه و حرف دل خیلی از ماست و من خودم هم طرفدارش هستم و به همین علت هم دوس دارم که خواننده ی مورد علاقه م بهتر کار کنه آلبوم شوک از فرزاد فرزین رو هم گرفتم . خوب بود اما می تونست بهتر از این ها باشه . تو ساختمون ما به لطف همسایه دیوار به دیوارمون یعنی همسایه واحد بغلی چند تا گربه رفت و آمد می کنن که از یه خونواده هستن . یعنی مادر و چند تا بچه ش (نمی دونم پدر بی مسئولیتشون کدوم گوریه ؟! ) . اینا از نوع گربه های توی خیابون هستن و شناسنامه هم ندارن طبیعتا و چون بعضی وقتا تو آشغالا دنبال یه لقمه نون می گردن کثیفن . اما خیلی نازن . گفتم به لطف همسایه مون واسه اینه که آقای همسایه هی به این پیشی های ناز نازی غذا می داد تا اینکه دیگه اومدن تو ساختمون و الان چند وقته که می آن پشت در خونه شون که نزدیک در خونه ی ما می شه . خواهر من عجیب از گربه می ترسه و مامانم هم می گه که کثیفن ( خدایی راست می گه دیگه ) اما من خیلی دوستشون دارم . دیروز وقتی اومدم خونه مامانشون که به تشخیص خانوم همسایه مون باردار هم هست بالای دیوار حیاط بود ( جدیدا خیلی گنده شده ) . تا منو دید زودی پرید پایین و منم چون مامانم گفته به گربه های کثیف دست نزن بهش دست نزدم اما با کف کفشم که شاید از خود پیشیه تمیز تر بود نازش کردم . بعد چند دیقه رفتم بالا که دیدم داره دنبالم می آد . نشستم رو پله جلوی در خونمون و به ناز کردنش ادامه دادم . پیشی جونم هم لوس شد و یه دل سیر خودشو مالید به پای من به طوری که شلوارم سرشار از موی گربه شد ... انقدر نازش کردم ( با همون کف کفشمااا) که داشت خوابش می برد ( خیلی لذت بخش بوددد ! آخی ... نازی ی ی ی ) . حواس من به پیشیه بود و حواس پیشیه هم به من که مامانم درو باز کرد منو در حال ارتکاب جرم دید یه جیغ زد سرم که هنوز هم امواجش داره تو مغزم رژه می ره ! گفت آخه دختره ی ......(سانسور شد ! ) تو نمی دونی من تو این خونه نماز می خونم ؟ الان با این لباسای پر از موی گربه می خوای بیای تو خونه همه جا رو کثیف کنی ؟؟؟؟ ( جیغ جیغ جیغ ) یه عالمه دعوام کرد و پیشیه هم خواب از سرش پرید . گفتم : ببخشید مامان ! بعد پیشی رو بردم پایین بهش گفتم : همین جا وایسا که اوضاع بر وفق مراد نیس . اونم وایساد همون جا . بعد که اومدم بالا دیدم داره دوباره می آد . بر خلاف میل باطنی دویدم رفتم تو خونه که دیگه نیاد . با همون کفشا رفتم تو که مامانم یه جیغ دیگه کشید که چرا بیرون کفشامو در نیوردم ؟ منم برقی کفشا رو در آوردم و دیگه زود رفتم تو اتاقم که بیشتر از این موجی نشم ! خلاصه این هم از گربه بازیه من که مامانم با جیغای زیبا و مهربونش خرابش کرد ... اما خودمونیما موی گربه کثیفه خصوصا این گربه ! اما من پیشی هستم و همه ی پیشی ها رو دوس دارم (من متولد سال گربه ام ) . در مورد عكس هم بگم از پيشي خودمون عكس گرفتم اما چون شب بود چشماش برق زد يه جوري شد . به جاش اين پيشي ها رو گذاشتم ... ای کاش شب ها وقتی در تنهایی آرامش بخش خود خیره به آسمان سیاه پر ستاره می شدم ماه به چشمک ستاره ای که مرا می نگریست حسودیش نمی شد و آنگاه می توانستم از نگاه ستاره به آسمان پل بزنم !!! ... آنقدر منتظر می مانم تا عاقبت یک شب که ماه خوابید من هم ستاره شوم ........ ( پــــــیـــونـــــد) ۱-از یه جایی باید شروع کرد اما اونجا لزوما اول خط نیست ... شاید یه کم مونده باشه به آخر خط توی زندگی برای اینکه هرگز بازنده نباشیم باید شروع کنیم هیچ وقت هم دیر نیست باید نوشت .. باید نوشت حتی اگه خط خطی باشه . حتی اگه بد خط باشه باید قلم به دست گرفت و نوشت باید سفیدی مطلق کاغذ ها رو خط زد این یه قانونه ... باید نوشت حتی اگه بهت بخندن حتی اگه کسی نخونه مهم نیست چی می گن ... مهم اینه که بنویسی ... ! ۲- حرفای دلتونو بنویسید همیشه گوش شنوایی واسه شنیدن حرفامون نیست شاید یه وقت کسی بشنوه اما راهنمائی اشتباه بکنه توصیه ی من اینه که بنویسید حرفاتونو به کسی نگیدشون بنویسید چون اگه توی دلتون بمونه خیلی بده اگه به یکی هم بگید که اشتباه راهی جلوی پاتون بذاره پشیمونی به بار می آد توی تنهاییا باید نوشت ... تنهایی باید نوشت بنویسید ............. خیلی سخته اما شدنیه (این دوتا موضوع اصلا به هم ربطی نداره !!!) این شبا شباییه که آدم یه احساس خاص داره من که دوس دارم تا سپیده ی صب توی تنهایی و خلوت خودم با خدا حرف بزنم یه احساس آرامش عجیب داره بعدش یه جور حس نزدیکی به خدا بعد یه بغض و یه دنیا اشک اشکی که بعدش احساس سبکی مي آره اومدم بگم وقتی که این بغض شیرین اومد سراغتون یاد من و دلم هم باشید ... امشب شب قدر است اگر قدر بدانیم در میکده ی عشق ز معشوق بخوانیم امشب شب بوسيدن و بوئيدن يار است ای کاش همين يك شبه را خواب نمانيم (پــيــونــد) ايام شهادت جد بزرگوار خودم علي (ع) رو هم تسليت مي گم به دوستان مسلمون و شيعه ... يه پيشنهاد : نهج البلاغه رو بخونيد ... خيلي فوق العاده ست ! ![]()
.بالاخره گذشت و تموم شد . اما الان عوض شدم . دارم دختر خوبی می شم . دارم واسه کنکور می خونم . احساس خوبی هم داره . خسته هم که می شم می رم تست زبان یا ادبیات که هر دو عشق منن رو می زنم که انرژی بگیرم
. الان روزی ۶ ساعت رو حداقل می خونم !! واسم دعا کنید که همون جایی که می خوام قبول بشم . خیلی سخته و رقابت زیاده اما من سعی خودمو می کنم و می دونم که می تونم چون می خوام . ![]()
. باید ازش استفاده کنیم و تنها راهش خواستن و اراده کردنه اما متاسفانه اغلبمون نمی خوایم و اراده نمی کنیم .... چرا ؟ شاید چون خودمونو دست کم می گیریم ... شاید چون ... واقعا چرا ؟؟؟



![]()

| Design By : Peyvand |
