تبليغاتX
جیگوووری


جیگوووری

دل نوشته های اولين جيگووری ٍ جهان

 

دلم تنگ شده

واسه نگاهات

واسه دستات

واسه نفس هات

واسه حس کردنت

دلم واسه بودنت تنگ شده

پس کی تموم می شه ای خدا ؟

کی تموم می شه ....... ؟

 

 ۳۰ - مرداد - ۱۳۸۶

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 11:30 توسط پیوند جون| |

 

 

من دارم می رم سر کار برای کارورزیم

برای همین کم کم می آم

 با این وضعیتی که دارم کار می کنم  و با این همه استعداد  و هوش بالایی  که من دارم

حدس می زنم که منو خودشون استخدام کنن و مشغول به کار بشم

 ایشالله

دعا کنید چون اگه کارم اونجا درست بشه نونم تو روغنه

حقوق و مزایاش عالیه

دعا کنیددددددددددددددددددددد

فعلا"

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 16:26 توسط پیوند جون| |

 

سلام سلام

این دفعه یه شعر از خودم می ذارم (یعنی فقط بیت اول و آخرشو )

می خوام دوستای گلم کلی انرژی بگیرن

ممنون که هستید

تقدیم به شما :

پس از آن روزهای سرد خزان

دل من شاد و پر ز گرما شد

ابر ناباوری پس از یک باد

رفت و خورشید صبح پیدا شد

(...)

آری امروز وقت نو شدن است

دل گرمم پر گل است و امید

خون پاک خداست در رگ من

وقت بوسیدن ترانه رسید

پیوند مشکی

۱ - مرداد - ۱۳۸۶

 

نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:49 توسط پیوند جون| |


Design By : Peyvand