تبليغاتX
جیگوووری


جیگوووری

دل نوشته های اولين جيگووری ٍ جهان

 

محرم اومد

ماه حضرت ابوالفضل

ماه مهربونی

ماه پاكی و استقامت

ماه تحمل

ماه عشق

....

 اين ماه رو عاشقانه دوست دارم

خيلي زياد

اندازه اش رو خودمم نمي دونم

من عشقمو از اين ماه دارم و از آقا ابوالفضل

زندگيمو از اين ماه دارم

پارسال همين موقع ها بود ...

آره

توي اين ماه بزرگ

توي محرم بود

توی ماه بزرگ و مقدس محرم بود که من عاشق شدم ...

عشق من مقدسه چون یه عشق آسمونیه

عشق منو حضرت عباس به من داده .

این کم چیزی نیست !

قربون چشمای حضرت عباس برم که به من نگاه کردن

قربون دستاش برم که دست منو گرفتن ...

من توی این ماه حضرت عباس رو دیدم ...

باهاش حرف زدم .

حرف دلم رو بهش گفتم ...

الان اشکام جاری شدن و به عشق حضرت عباس گونه هامو خیس کردن

من آرزو می کنم که یه بار دیگه هم خوابشو ببینم .

من آرزو می کنم که یه روز برم کربلا

برم کنار حرمش ......................

من از علمدار کربلا که عشقو مهربونی رو باید از اون یاد بگیریم می خوام که نگاه عاشق و مهربونشو از ما نگیره .

من خدا رو به دستای بریده ی ابوالفضلش قسم می دم که دستای ما رو بگیره .

از حضرت عباس می خوام که به حق داداشش امام حسین عشق منو برام نگه داره ...

آمین ن ن ن ن ....

انقدر بلند گفتم آمین که عرش خدا بلرزه .

خود حضرت ابوالفضل می دونه که  .....

از صاحبای این ماه می خوام که :

 شماها رو برام نگه دارن به حق علی

و

هر آرزویی که دارید رو برآورده کنن...

 

یا ابوالفضل                                                                                           یا حسین

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 17:13 توسط پیوند جون| |


Design By : Peyvand