معشوقي از عاشقش پرسيد...من قشنگم؟ عاشق جواب داد ...نه . دلش ميخواد با اون باشه؟ باز جواب داد ... نه . ....اگه ترکت کنم گريه ميکني؟ .... نه . معشوق با چشمان پر از اشک مي خواست عاشق رو ترک کنه که اون دست معشوق رو گرفت و گفت: تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ... من نميخوام با تو باشم من نياز دارم با تو باشم ... اگه بري گريه نمي کنم ... ميميرم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 12 بعد از ظهر توسط پــــــیـــونـــــد |