|
آسمان سياهم را ربودي و زير سقف تاريك زندانت به وعده ي روشنايي در تاريكي مطلقت تابانديم . من تشنه و تو تشنه ... "نور ِ بي نور" اين است تمام آن چه به من بخشيدي . (پيوند)
خواستم واسه محك زدن خودمم كه شده اين كنكور رو بدم . البته من خيلي به يادگيري زبان هاي خارجي علاقه مندم . خصوصا انگليسي و عربي . امروز عصر كنكور رو دادم و خوب هم بود . البته اگه كنكوري آسون باشه براي همه آسونه و اگه سخت باشه براي همه سخته . خلاصه منتظر مي مونم ببينم جواب چي مي شه . اگه قبول شم مهندسي كامپيوتر رو ول مي كنم و مي رم سراغ مترجمي زبان انگليسي . مي خوام به دل و روحم برسم . البته كامپيوتر هم بدك نيست . يه وقتايي مي گم خوب من 4 سال رياضي به اون سختي رو خوندم كه مهندس بشم و بالاتر اما ... نمي دونم . يه خورده گير كردم . كاش يكي كمكم مي كرد . دنبال دلم برم يا عقلم ؟
Give thanks to Allah Michael Jackson
پيوند نوشت : اين ترانه ي مايكل رو خيلي دوست دارم . يه حس لطيف و دوست داشتني اي داره كه آرومم مي كنه . اگه نشنيديد حتما بگيريد و گوش كنيد . در ضمن عزيزان براي شادي روحش يه صلوات بفرستيد لطفا .
هميشه احساس مي كردم يه روزي زود يا دير مي رم و در يكي از كنسرت هاي بزرگش شركت مي كنم . هم صداش و هم شعراش رو دوس داشتم و باهاشون ارتباط خوبي برقرار مي كردم .
ديشب كه طبق معمول داشتم BBC World رو پي ديدن خبري از ايران نگاه مي كردم ، ديدم كه داره مي نويسه كه مايكل جكسون سكته ی قلبی كرده و در حدود ۲ ساعته که در بيمارستاني در لس آنجلس به سر مي بره . مي گفتن كه دكترا قطع اميد كردن و مي گن كه احتمال زنده موندنش كمه و با دستگاه نفس مي كشه . خيلي دلم گرفت . به جيگووري گفتم كه خيلي ناراحتم براش . گفت عزيزم تو دلت پاكه دعا كن كه خوب بشه . دعا كردم اما بعد از چند دقيقه روي صفحه ي تلويزيون نوشت : مايكل جكسون ، ستاره ی پاپ جهان در سن 50 سالگي درگذشت ! تلويزيون داشت زنده بيمارستان رو از بالا نشون مي داد . من جزء اولين كسانی بودم که در دم از مرگش با خبر شدم .
خيلي ناراحت شدم . نمي خواستم حال هواي خوب خودم و جيگووري رو خراب كنم . جلوي اشكامو گرفتم ...
صبح كه بيدار شدم ديدم سر خط خبرها مرگ مايكل بود و هنوز هم هست . مردي كه دوستاش توي مصاحبه ها مي گفتن این سال های آخر خيلي تنها بود . مردي كه اسطوره ي موزيك پاپ جهان بود و خواهد موند . مايكل جکسون بي شك پر نورترین ستاره ي موسيقيست و هميشه در ياد همه مي مونه . خيلي برای از دست دادنش گريه كردم . الان هم اشك توي چشمام حلقه زده و آهنگاش رو که گوش می کنم اشکام ناخودآگاه می ریزه رو گونه هام . خورشید زندگی سلطان موسیقی جهان هم غروب کرد . روحش شاد ...
پیوند نوشت (۱) : ... Michael , u r the thriller . Allah may be with u پیوند نوشت (۲) : این روز ها بهانه ها خودشون با پای خودشون می آن تا منو خیلی ها رو به گریه بندازن . حکمتش چیه خدا می دونه !
"ندا"ی عزيزم ! دلم شكست از اين خاموشی مظلومانه ات . دلم شكست از آن آخرين نگاه پر دردت . تو رفتی اما تا ابد يادت در خاطر همه ی ما خواهد ماند . شعر كوچك من پيشكش همه ی دل شكستگان كه در غم پر پر شدن لاله هايی چون "ندا" سوگوارند و ماتم زده : من و توييم و صدای سكوت ثانيه ها صدای سرد و عميق و كشنده و عاصی من و توييم و هياهوی تلخ خواهش خون كه خم به ابرو نياورد و ماند در بازی تعلق رگ و خونت به آب و خاكت بود تعلقی كه نمرده ولي دگر سرد است چه سبز و ناب و عزيز است خون سرخ ِ رگت كه بر لباس سفيدت عزا به پا كرده ست "ندا"ی قلب من ِ زخم خورده ی تنها "ندا"ی بغض شكسته ، "ندا"ی روزه ی صبر بدان كه جای تو در قلب گرم خورشيد است نه خاك پست زمين در غروب ِ تيره ی قبر (پيوند)
پیوند نوشت :
دل خوش هركي شديم تو زرد از آب در اومدش
دلم برایم می سوزد ! امروز از شدت دردی که تا استخوانم نفوذ کرده بود به خود پیچیدم و اشک ریختم . دلم برای خودم می سوزد . هیچ کس از حالم نپرسید . حتی او ! قرمزی چشمانم هم عادی شده و بغض صدای لرزانم را هم کسی دیگر تشخیص نمی دهد . دلم به شدت برای خودم می سوزد . چقدر تنها هستم ... چقدر در این لحظات مملو از احتیاج ، بی کس مانده ام . تنها خداست همدم این ثانیه های مرده ی دردناک . تنها خداست . خدایا کمکم کن
دوستان من هنوز نفس می کشم . خیالتان راحت . روحم را یک هفته است کشته اند اما همچنان نفس می کشم . دستم شکسته اما می نویسم . چشمم می سوزد اما می خوانمتان . عذر می خواهم نگرانتان کردم . ممنونم از اینکه هنوز به یاد من هستید .
تویی از جنس صداقت ، از دیار آشنایی رایتت سبز و دلت سبز و صیانتت خدایی آمدی در اوج ظلمت ، در جدال ِ با سیاهی ما همه سرباز سبز و تو امید و میر مایی (پیوند) صبر کرده ام تا سحری که امید دارم نزدیک باشد . صبر می کنم تا به فردا که تو بیایی . تا ایرانی سبز بسازی . بیایی تا از این اوضاع رهایی یابیم . بیایی و نشان دهی هنوز هم هستند آدم های خوب . هنوز هم هستند آن هایی که خوب می خواهند . در انتظارت می مانم . ... این آخرین ساعات باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری این دوره است . این آخرین امید رهایی از این حصار خفت و دو رویی و دروغ است . بیایم رای بدهیم . فردا همه پای صندوق های رای به کسی رای بدهیم که اوضاع را تغییر دهد . کسی که هدفش چوب و چماق نیست ، شعارش فرهنگسازیست . بیایید با انتخاب درست آینده ی کشور خود را بسازیم . بیایید فردا روی برگه های رای با خودکار های خودمان بنویسیم : میر حسین موسوی
|
About
جیگووری واژه ایست که اول بار در یکی از دهکده های اطراف تهران بر زبانم جاری شد و از آن پس من را پیوند جیگووری نامیدند و رفته رفته این واژه شهرت جهانی یافت . معنا نهادن بر این کلمه را به عهده ی خودتان می گذارم . هر چه که به زبان شما زیبا و خوب و مهربان و دوست داشتنی و عاشقانه و فوق العاده و از این قبیل کلمات می شود ، همان است معنای جیگووری . شگفتی این وبلاگ در این است که هر کس آن را ببیند ، در همان لحظه جیگووری می شود ! پس تبریک می گویم دوست جیگووری Archivesتیر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 Links
گيلاس آبی
ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی |