تبليغاتX
جیگوووری

جیگوووری

دل نوشته های اولين جيگووری ٍ جهان

 

آسمان سياهم را ربودي 

و زير سقف تاريك زندانت

              به وعده ي روشنايي

  در تاريكي مطلقت

تابانديم  .   

من تشنه

  و تو تشنه ...

 

 "نور ِ بي نور"

             اين است تمام آن چه به من بخشيدي .

(پيوند)

+نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت23:51توسط پیوند جون | |

خواستم واسه محك زدن خودمم كه شده اين كنكور رو بدم . البته من خيلي به يادگيري زبان هاي خارجي علاقه مندم . خصوصا انگليسي و عربي . امروز عصر كنكور رو دادم و خوب هم بود . البته اگه كنكوري آسون باشه براي همه آسونه و اگه سخت باشه براي همه سخته . خلاصه منتظر مي مونم ببينم جواب چي مي شه . اگه قبول شم مهندسي كامپيوتر رو ول مي كنم و مي رم سراغ مترجمي زبان انگليسي . مي خوام به دل و روحم برسم . البته كامپيوتر هم بدك نيست . يه وقتايي مي گم خوب من 4 سال رياضي به اون سختي رو خوندم كه مهندس بشم و بالاتر اما ... نمي دونم . يه خورده گير كردم . كاش يكي كمكم مي كرد . دنبال دلم برم يا عقلم ؟

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت22:36توسط پیوند جون | |

 

Give thanks to Allah 
for the moon and the stars
praise him all day for
what is and what was
take hold of your iman
don't givin to shaitan
oh you who believe please give thanks to Allah
Allahu Ghefor Allahu Rahim Allahu yuhibo el Mohsinin
hua Khalighuna hua Razighuna whahoa ala kolli sheiin ghadir

Allah is Ghefor Allah is Rahim Allah is the one who loves the Mohsinin
he is a creater, he is a sustainer and he is the one who has power over all

Michael Jackson


پيوند نوشت : اين ترانه ي مايكل رو خيلي دوست دارم . يه حس لطيف و دوست داشتني اي داره كه آرومم مي كنه . اگه نشنيديد حتما بگيريد و گوش كنيد . در ضمن عزيزان براي شادي روحش يه صلوات بفرستيد لطفا . 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت17:0توسط پیوند جون | |

 

هميشه احساس مي كردم يه روزي زود يا دير مي رم و در يكي از كنسرت هاي بزرگش شركت مي كنم . هم صداش و هم شعراش رو دوس داشتم و باهاشون ارتباط خوبي برقرار مي كردم .

ديشب كه طبق معمول داشتم BBC World رو پي ديدن خبري از ايران نگاه مي كردم ، ديدم كه داره مي نويسه كه مايكل جكسون سكته ی قلبی كرده و در حدود ۲ ساعته که در بيمارستاني در لس آنجلس به سر مي بره . مي گفتن كه دكترا قطع اميد كردن و مي گن كه احتمال زنده موندنش كمه و با دستگاه نفس مي كشه . خيلي دلم گرفت . به جيگووري گفتم كه خيلي ناراحتم براش . گفت عزيزم تو دلت پاكه دعا كن كه خوب بشه . دعا كردم اما بعد از چند دقيقه روي صفحه ي تلويزيون نوشت : مايكل جكسون ، ستاره ی پاپ جهان در سن 50 سالگي درگذشت ! تلويزيون داشت زنده بيمارستان رو از بالا نشون مي داد . من جزء اولين كسانی بودم که در دم از مرگش با خبر شدم .

خيلي ناراحت شدم . نمي خواستم حال هواي خوب خودم و جيگووري رو خراب كنم . جلوي اشكامو گرفتم ...

صبح كه بيدار شدم ديدم سر خط خبرها مرگ مايكل بود و هنوز هم هست . مردي كه دوستاش توي مصاحبه ها مي گفتن این سال های آخر خيلي تنها بود . مردي كه اسطوره ي موزيك پاپ جهان بود و خواهد موند . مايكل جکسون بي شك پر نورترین ستاره ي موسيقيست و هميشه در ياد همه مي مونه . خيلي برای از دست دادنش گريه كردم . الان هم اشك توي چشمام حلقه زده و آهنگاش رو که گوش می کنم اشکام ناخودآگاه می ریزه رو گونه هام . خورشید زندگی سلطان موسیقی جهان هم غروب کرد . روحش شاد ...


پیوند نوشت (۱) : ... Michael , u r the thriller . Allah may be with u

پیوند نوشت (۲) : این روز ها بهانه ها خودشون با پای خودشون می آن تا منو خیلی ها رو به گریه بندازن . حکمتش چیه خدا می دونه !

+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت21:12توسط پیوند جون | |

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند ؟ 
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

+نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت1:16توسط پیوند جون | |

 

"ندا"ی عزيزم ! دلم شكست از اين خاموشی مظلومانه ات . دلم شكست از آن آخرين نگاه پر دردت . تو رفتی اما تا ابد يادت در خاطر همه ی ما خواهد ماند .

شعر كوچك من پيشكش همه ی دل شكستگان كه در غم پر پر شدن لاله هايی چون "ندا" سوگوارند و ماتم زده :

من و توييم و صدای سكوت ثانيه ها

صدای سرد و عميق و كشنده و عاصی

من و توييم و هياهوی تلخ خواهش خون

كه خم به ابرو نياورد و ماند در بازی

 

تعلق رگ و خونت به آب و خاكت بود

تعلقی كه نمرده ولي دگر سرد است

چه سبز و ناب و عزيز است خون سرخ‌ ِ رگت

كه بر لباس سفيدت عزا به پا كرده ست

 

"ندا"ی قلب من ِ زخم خورده ی تنها

"ندا"ی بغض شكسته ، "ندا"ی روزه ی صبر

بدان كه جای تو در قلب گرم خورشيد است

نه خاك پست زمين در غروب ِ تيره ی قبر

(پيوند)


پیوند نوشت :

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت23:41توسط پیوند جون | |

 

دل خوش هركي شديم تو زرد از آب در اومدش

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت22:42توسط پیوند جون | |

 

دلم برایم می سوزد !

امروز از شدت دردی که تا استخوانم نفوذ کرده بود به خود پیچیدم و اشک ریختم . دلم برای خودم می سوزد . هیچ کس از حالم نپرسید . حتی او ! قرمزی چشمانم هم عادی شده و بغض صدای لرزانم را هم کسی دیگر تشخیص نمی دهد . دلم به شدت برای خودم می سوزد . چقدر تنها هستم ... چقدر در این لحظات مملو از احتیاج ، بی کس مانده ام .

تنها خداست همدم این ثانیه های مرده ی دردناک . تنها خداست . خدایا کمکم کن 


پیوند نوشت : دوستان عزیزم خواهش می کنم این روزها مراقب خودتان باشید . خدا نگهدار همه ی شما عزیزان باشد . از سعادت سید بودن و دل شکسته ام استفاده می کنم و از ته قلبم دعا می کنم همه ی شما عزیزان به حق جد بزرگوارم امام حسین (ع) زنده و سلامت باشید .

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت17:32توسط پیوند جون | |

 

دوستان من هنوز نفس می کشم . خیالتان راحت . روحم را یک هفته است کشته اند اما همچنان نفس می کشم . دستم شکسته اما می نویسم . چشمم می سوزد اما می خوانمتان .

عذر می خواهم نگرانتان کردم . ممنونم از اینکه هنوز به یاد من هستید .

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت0:24توسط پیوند جون | |

 

تویی از جنس صداقت ، از دیار آشنایی

رایتت سبز و دلت سبز و صیانتت خدایی

آمدی در اوج ظلمت ، در جدال ِ با سیاهی

ما همه سرباز سبز و تو امید و میر مایی

(پیوند)

 

صبر کرده ام تا سحری که امید دارم نزدیک باشد . صبر می کنم تا به فردا که تو بیایی . تا ایرانی سبز بسازی . بیایی تا از این اوضاع رهایی یابیم . بیایی و نشان دهی هنوز هم هستند آدم های خوب . هنوز هم هستند آن هایی که خوب می خواهند . در انتظارت می مانم . ...

این آخرین ساعات باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری این دوره است . این آخرین امید رهایی از این حصار خفت و دو رویی و دروغ است . بیایم رای بدهیم . فردا همه پای صندوق های رای به کسی رای بدهیم که اوضاع را تغییر دهد . کسی که هدفش چوب و چماق نیست ، شعارش فرهنگسازیست . بیایید با انتخاب درست آینده ی کشور خود را بسازیم . بیایید فردا روی برگه های رای با خودکار های خودمان بنویسیم :

میر حسین موسوی

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت22:48توسط پیوند جون | |